از خلال مشاهدات میدانی در بیمارستان امام علی (ع) شهرستان اندیمشک

((سلامت باشید!)) : این جمله سالهاست برای من‌معنایی بسیار عمیق یافته است؛ سالهایی که بخاطر بیماری پدرم در فاصله های زمانی کوتاه به بیمارستان مراجعه می کردم:

بیمارستان مکانی است برای
بیماران؛
یعنی کسانی که از لحاظ جسمی سالم نیستند
و در این مکان قرار است که در طی دوره ی درمانی‌، سلامتی جسمی از دست رفته ی خود را باز یابند؛ البته فقط و فقط سلامتی جسمی!!!
سلامتی ی که در خیلی از مواقع به قیمت متحمل شدن آسیب های جدی روحی و روانی حاصل می شود!!!

در ارتباط با ایجاد این آسیب ها‌ سئوالاتی وجود دارد؛ اینکه
چگونه؟ و تحت چه شرایطی و اعمال چه قوانین و رویه هایی بر بیمار و اطرافیانش تحمیل می شود؛ که البته
معمولا" برایشان پاسخ هایی از پیش آماده از سوی سیستم بیمارستانی وجود دارد ؛ اما واقعا" این پاسخ ها تا چه حد با واقعیتی که بیمار و خانواده اش با تمامی وجود خود لمس می کند مطابقت دارد؟!
ارائه پاسخ واقعی به این سئوالات همواره یکی از دغدغه های ذهنی من در پیگیری موضوعات مرتبط با عدالت اجتماعی بوده است
چراکه معتقدم در
این مقوله به جهت موضع بالادستی پزشکان و سیستم درمان نسبت به
وضعیت فرودست بیماران، مهمترین مصادیق بی عدالتی اجتماعی شکل می گیرد.

از اینرو در طی ده سال گذشته پس از هر بار مراجعه به بیمارستان شهرستان محل سکونتم _ برای بستری نمودن پدرم _با موارد چالشی جدیدی در سیستم بیمارستان روبرو می شدم که ذهنم را به شدت درگیر می نمود.
طی این سالها چند نوبت پس از طی دوره ی درمان و ترخیص پدر از بیمارستان،تلاش می کردم
مقولاتی را که به عنوان آسیب و زمینه های نارضایتی مراجعین و بیماران تشخیص داده بودم به اطلاع مسئولان بیمارستان برسانم تا شاید پیگیری و جهت رفع آن تمهیداتی اندیشیده شود
اما متاسفانه در عمل برایم مسجل شد که مسئولان بیمارستان و تصمیم گیران
خیلی طلب کار تر از این هستند که بخواهند به رضایتمندی بیماران حتی فکر کنند
بنابراین هر بار از ادامه ی پیگیری و تلاش برای ایجاد یک زمینه ی تعامل با سیستم بیمارستان دلسرد شدم
اما امروز که دارم این متن را می نویسم برعکس آن روزهای دلسردی، دلسوخته ام!!!
دلم از فراق پدر می سوزد و از
رنج هایی که در واپسین روزها و شبهای زندگی،
علاوه بر رنج بیماری
بر او تحمیل شد!!!
رنجی که سیستم کر و بی رحم بیمارستانی بر روح و روان پدرم و همه ی اعضای خانواده تحمیل کرد.
پدر حدود دو هفته در آی سی یو بستری بود
و هیچ امیدی به بهبودی اش وجود نداشت
در آن لحظات پر از اضطراب و دلواپسی
آنچه که از پزشک و‌پرستاران و پرسنل بیمارستان مشاهده می شد پافشاری بر ((انجام پروتکل ها)) بود؛ به قیمت رنج و عذاب مضاعف پدرم !!!
آزمایش های متعدد، تزریق های وقت و بی وقت،
اسکن و ...!!!

در این‌میان تنها چیزی که مهم نبود
رنج روحی بیمار بود!!!
روح و روان پدر از تنهایی در آی سی یو آزرده شده بود و بی تابی می کرد اما پرسنل نه تنها به این موضوع اهمیت نمی دادند و آن را طبیعی می دانستند بلکه به شدت مانع از ملاقات ما با او می شدند!!!

این درحالیست که می دانیم طبق بند ۱_۱۴ از ((منشور حقوق بیمار)):

در مراحل پایانی حیات که وضعیت بیماری غیر قابل برگشت و مرگ بیمار قریب الوقوع می باشد خدمات باید با هدف حفظ آسایش وی ارائه گردد. منظور از آسایش کاهش درد و رنج بیمار، توجه به نیازهای روانی، اجتماعی، معنوی و عاطفی وی و خانواده‌اش در زمان احتضار می‌باشد. بیماردر حال احتضار حق دارد در آخرین لحظات زندگی خویش با فردی که می‌خواهد همراه گردد.))

اخلاق، صرفا" به مجموعه اعتقادات ذهني و باورها و ارزش داوري‏هاي انتزاعي محدود نمي‏ شود بلکه فراتر از آنها، نحوه خاصي از زندگي است. رفتارهاي اخلاقي در واقع شيوه معيني از زيستن است و اخلاقي بودن يک سازمان، در واقع، به سبک خاصي از زندگي آن سازمان اشاره دارد.
اخلاق حرفه‏ اي چيزي جز رعايت حقوق مردم در محیط کار نيست و مهمترين حق مردم احترام اصيل و نامشروط آنهاست.
اگر افراد تنها بر گرايش نفع فردي (معقول) عمل کنند آنگاه چيزهاي سرنوشت‏ ساز ديگري چون تهور و سرزندگي، از خودگذشتگي، نيکوکاري يا هرگونه فضايل ديگر را که به جامعه قابليت زيست و بقاء و تکامل تاريخي مي ‏دهد در ميان نخواهد بود.
افراد مشغول به خدمت در بیمارستان نیز، به عنوان یک سازمان مراقبت سلامت، متعهد به پیاده سازی اصول اخلاقی در حرفه ی خود می باشند.

ادامه متن در لینک زیر:


http://www.ensafnews.com/380072/http://www.ensafnews.com/380072/