انسان در زندگی روزمره گرفتار مسائل و مشکلاتی است که گاهی او را دچار خشم، پریشانی، دل‌مردگی و استیصال می‌سازد و وضعیت متعادلش را بر هم می‌زند، عرفا و اهل حکمت اثبات کرده‌اند که آدمی می‌تواند در جهانی ماورائی زیست کند و به‌نوعی صلح و صفای درونی دست یابد. ایمان به خدا و بندگی و عبادت او به‌عنوان مبدأ هستی راهی است که انسان را از روزمرگی خارج می‌کند و خستگی‌ها و آلام روحی ناشی از مواجهه با مشکلات زندگی را در وی التیام می‌بخشد. 
پرستش و عبادت در حقیقت، توجه باطنی انسان به حقیقتی است متعالی و برتر که فرد مؤمن، خود را نیازمند او و در قبضه قدرت او می‌بیند. تقدیس و پرستش، امری غریزی و از نیازهای فطری بشر است. «در ما غرایزی هست که ما را به دنیای دیگر پیوند می‌دهد؛ همان‌طور که غرایزی به این جهان پیوند می‌دهد». انسان با عبادت به یک احساس معنوی و فرا مادی خودپاسخ می‌دهد و لازمه هر احساس طبیعی، این است که پاسخ دادن به آن موجب لذت و احساس رضایت می‌شود. عبادت و پرستش، به انسان این امکان را می‌دهد که به افق‌های وسیع‌تر از محدوده‌ی زندگی مادی و زمینی بیندیشد. در این سیر روحانی، انسان می‌یابد که نیازی فراتر از نیازهای مادی، لذتی فراتر از لذات جسمانی و وجودی ماورای کالبد محدود زمینی دارد. انسان به‌وسیله عبادت، در عقایدش، به مرحله یقین می‌رسد؛ یقین به این‌که خدایی وجود دارد که همه‌جا حاضر است و اعمال و عبادت‌هایش را می‌بیند. 
عبادت برای تقویت عشق و علاقه معنوی و ایجاد حرارت ایمانی در انسان است؛ یعنی همان‌طور که ایمان به‌نوبه خود منشاء عبادت است، عبادت هم تقویت‌کننده ایمان است؛ و به این تأثیر متقابل ایمان و عمل در متون اسلامی زیاد تصریح‌شده است. 
ﯾﮑﯽ از ﻣﺸهورﺗﺮﯾﻦ اﺣﺎدﯾﺜﯽ ﮐﻪ از اﻣﺎم رﺿﺎ (ع)، نقل‌شده است حدیث «ﺳﻠﺴﻠﺔ الذهب» است که در ﻣﯿﺎن هزاران ﻧﻔﺮ از ﻣـﺮدم بیان‌شده است. اﻟﺒﺘـﻪ اﯾـﻦ ﺣـﺪﯾﺚ از ﻃﺮﯾﻖ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ روایت‌شده ﮐﻪ اﻟﻔﺎظ آن ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ در روایت‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﮐﻤﯽ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎﺷﺪ. دریکی از اﯾﻦ روایت‌ها که اﺑﺎ ﺻـﻠﺖ هروی ﻧﻘﻞ ﮐﺮده؛ به این مضمون است که اوﻟﯿﻦ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺮدم اﻣﺮ می‌نماید، ﻋﺒﺎدت ﺧﻮﯾﺶ می‌باشد ﮐـﻪ اﻟﺒﺘـﻪ اﯾﻦ ﻋﺒﺎدت ﺑﺎﯾﺪ همراه ﺑﺎ اﺧﻼص ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ اﻧﺴﺎن در ﺣﺼﺎر اﻣﻦ الهی داﺧﻞ ﺷﻮد. 
  از منظر امام رضا (ع)، «عبادت و پرستش» با شناخت و معرفت آغاز می‌شود؛ ﺗﻔﮑﺮ در ﻣﺒﺪأ ﺣﻘﺎﯾﻖ اﺷﯿﺎء و ﻣﻌﺒﻮد بالطبع ﻋﺒـﺎدت ﻋﻤﻠـﯽ، آﮔﺎهانه و ﭘﺎﯾﺪاری را ﺑﻪ همراه می‌آورد که در حال تواضع و خشوع نسبت به خالق و مبدأ هستی هرروز تکرار می‌شود و فردی که به آداب دینی عمل کرده است - آدابی که احساس حضور امر قدسی را به بهترین شکل قابل تجربه می‌سازد- می‌بیند که این عبادات برانگیزاننده آرامش درونی، صفای باطن و شوقی بی‌بدیل معنوی می‌باشند. 
بنابراین اگرچه ایمان به‌عنوان معنایی انتزاعی دور از دسترس تحلیل و بررسی‌های علمی است اما عبادت و پرستش که از نتایج اصلی ایمان و اعتقاد است؛ به‌عنوان امری عینی در سبک زندگی افراد قابل‌مشاهده و مطالعه است. 
امام رضا (ع) راز عزت یافتن و محبوب شدن انسان را اطاعت از خدا دانسته است؛ اطاعتی که انسان هم در ظاهر و آشکارا و هم در باطن و در نهان انجام می‌دهد و عبادت یکی از مصداق‌های بارز آن است؛ مثلاً در نماز که انسان خود را در برابر وجودی مقدس و بی‌مانند می‌بیند و یگانگی و عظمتش را در درون خود بیشتر درک می‌کند. هرروز چند نوبت در زمان مشخص با اعمال و حالات خاص معنوی، اذکار مشخصی را زمزمه می‌کند و سعی می‌کند تمام توجهش به خدا و نیایش با او باشد. این انسان مؤمن نسبت به مبدأ هستی اظهار بندگی می‌کند و ضمن تعظیم و تکریم خداوند اظهار می‌کند که همواره به یاد او بوده و لحظه‌ای او را فراموش نمی‌کند و در مقابل نعمت‌هایی که به او عطاء نموده، ناسپاس نیست. این اعتراف روزانه در مقابل مبدأ هستی باروحیه‌ای متواضعانه و همراه با قدرشناسی در نماز، علاوه بر برخوردار نمودن فرد از ثواب عمل و آثار معنوی‌اش آغازگر کنش و رفتارهای مثبت دیگری خواهد بود که فرد در ارتباط و تعامل با روزمره با دیگران به آن نیاز دارد. همچنین این عبادت به زندگی معنوی فرد مؤمن نظم مشخصی می‌دهد چراکه هم آداب خاصی دارد و هم باید در اوقات معینی انجام پذیرد و تأخیر و تقدیم در به‌جای آوردن آن موجب باطل شدن این عبادت می‌شود. 
عباداتی که امام رضا (ع) به آن عمل و توصیه نموده است در ارتباط تنگاتنگ با سایر اعمال فرد معنا می‌یابد؛ چنانچه این عبادت در متن تعاملات اجتماعی امام است و نسبت به امور دیگر اولویت تام دارد؛ چراکه می‌تواند انسان را از ضعف‌های اخلاقی دور نموده و به انفاق، دستگیری از فقرا، نیکوکاری و نیک‌رفتاری با دیگران سوق داده و روحیه صبر در سختی‌ها و مشکلات را در او تقویت سازد. در نظام معنایی سازنده ی سبک زندگی رضوی، عبادت نه‌تنها انسان را منزوی و عزلت‌نشین نمی‌کند بلکه او را در متن جامعه و در خدمت مردم و در جهت برآوردن نیازهای دیگران آماده می‌سازد؛ که این آمادگی با پرهیزگاری، بندگی، خشوع و فروتنی انسان مؤمن در مقابل قدرت بی‌انتهای الهی و قدسی خداوند و محقق می‌شود. 
 این رابطه ی مبتنی بر سلامت و محبت - میان مخلوق و خالق- که در این نظام معنایی تبیین شده است، از عمیق‌ترین لایه‌های وجودی یک انسان مؤمن به‌تمامی جامعه قابل‌سرایت است و بر اساس آن انسانی که خداپرست و خدادوست است در جامعه هم رویه‌ای پرهیزگارانه؛ مبتنی بر دوستی و شفقت با دیگران را در پیش خواهد گرفت. 
چون  سبک زندگی بر نقشه‌ی ذهنی، اهداف و نظام معناداری فرد بناشده است ازاین‌رو وجه تمایز سبک زندگی که خداپرستی از معانی مهم و بنیادین آن است، داشتن رویه‌ای پرهیزگارانه است که در آن خودمحوری نفی و دیگر خواهی تشویق شده است.

بادداشت من در روزنامه قدس

5 خرداد 99