بشر امروز علیرغم موانع زیاد فکری و اندیشگی که درنتیجه سیطره فضای رسانه‌ای سکولار بر کل جهان به وجود آمده است، در جستجوی دریافت پیام از ماوراء و تشنه معنویتی است که امیدوار است در سایه دین به آن دست یابد.  ازآنجاکه سبک‌ زندگی‌ به‌عنوان نمونه‌ای از عقاید و اهدافی ملاحظه شده است که شخص آن را‌ برای‌ اندازه‌گیری‌ 
ارزش خود و تعامل با دیگران به کار می‌برد و مبتنی بر نقشه‌ی ذهنی، اهداف و نظام معناداری فرد است، لذا پای دین به‌عنوان مرجع مهمی در شکل‌دهی به این «اهداف» و «نظام معنایی» در زندگی فرد باز می‌شود؛ چراکه دین قادر به ایجاد ارزش‌ها، باورها و رسم‌های مشترک میان پیروانش است؛ یعنی همان چیزی که وبر به‌عنوان کارکرد «هویت بخشی» و «منزلت دهی» سبک زندگی مطرح کرده است و زیمل آن را عامل همبستگی گروهی می‌داند. ازاین‌رو مطرح‌شدن سبک زندگی در ارتباط با دین گروهی از مردم و بخشی از جامعه موضوعیت می‌یابد؛ دینی که اگرچه محتوای ارزشی و نظام معنایی و هویت‌بخش آن از دل تاریخ بیرون می‌آید اما این امکان را برای پیروانش فراهم می‌آورد که حول این نظام معنایی ، هویت یافته و به فراخور نوع زیست فردی و اجتماعی اشان، تحت تأثیر این نظام معنایی سبک زندگی خاص خود را برساخت نمایند. 
بنابراین دین یکی از پارامترهای تأثیرگذار در سبک زندگی است، اینکه فرد در انتخاب اجزاء آنچه چیزی را برگزیند از نظام هنجاری دینی‌اش نشأت می‌گیرد. جامعه ایرانی به‌واسطه داشتن فرهنگ ریشه‌دار شیعی و برخورداری از علقه های مذهبی خاص آن، همواره در مسیر حیات و زیست اجتماعی‌اش رابطه‌ی تنگاتنگ معنوی با امامان شیعه داشته است؛ ازاین‌رو علاوه بر کتاب مقدس قرآن و سنت پیامبر (ص)، سیره و روش زندگی امامان (ع) را به‌عنوان منبع مهم تمدنی و ترسیم‌کننده نظام هنجاری سازنده سبک زندگی در اختیار داشته است.  
البته دراین میان،  بعضا" به‌واسطۀ نفوذ جریانات غالیانه ،  منزلت الهی و قدسی  امامان معصوم(ع) با معانی جدیدی همراه شد که یکی از مهم‌ترین نتایج حاصل از آن، تبدیل هویت آنان از شخصیت‌های تاریخی به هویت‌های تاریخی، فرا انسانی بوده است؛ شخصیتهایی که دور از دسترس و به‌نوعی دست‌نیافتنی نشان داده می شوند و همین امر موضوع مهم الگو و اسوه بودن آن‌ها را مغفول باقی می گذارد.  
 ضرورت پرداختن به سیره ائمه از جهت اهمیت اصل موضوع «امامت» در تشیع است. امام یک مافوق انسان نیست بلکه یک انسان مافوق است؛ یک موجود انسانی که وجودش، روح و اخلاقش، شیوه زندگی‌اش به انسان‌ها نشان می‌دهد که چگونه باید بود و چگونه باید زیست. پیوند امام و امت رابطه ی بین نزدیک شدن مصداق ها به‌کل است و هرکسی که توانست بیشتر خود را به معیار و حقیقت نزدیک کند، او به انسانیت نزدیک‌تر است. 
 از بین همه ی امامان معصوم، امام رضا (ع) شخصیتی است که نه‌تنها در میان شیعیان، بلکه از سوی دشمنان و مخالفان هم به لحاظ برخوردای از فضایل و کمالات اخلاقی، به‌کرات موردستایش قرارگرفته است.  
درواقع اگرچه مخالفان امام نفوذ و قدرت معنوی و تأثیر گذاریش را بر مردم و جامعه برنمی‌تابیدند، ولی توان نفی آن را نیز نداشتند و در ظاهر و از روی عوام‌فریبی، در موقعیت‌های مختلف به تمجید و تعریف از امام می‌پرداختند. برخورداری از چنین محبوبیت عمومی بالایی قطعا"ریشه در نوع رفتار فردی و اجتماعی  امام رضا علیه السلام داشته است که نیازمند تحلیل و بررسی دقیقی است. 
بی شک توجه به این موضوع  و تعمق و واکاوی جدی در این زمینه امکان دستیابی به مؤلفه‌های معنایی متنوعی از سیره امام را برای ما فراهم می‌سازد که در نهایت به ترسیم الگویی کامل و جامع‌ از نظام معنایی سازنده ی یک سبک زندگی شیعی کمک می‌کند. 

یادداشت من در روزنامه قدس
3 تیر99